سياسي اجتماعي اندرزها نيش قلم

نيش قلم

پست الكترونيک

آرشيو

خانه

 

سه‌شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٥

 

تا فرصتی ديگر...خدانگهدار

حقيقتش را بخواهيد اين روزها كه يكسال از تولد اين وبلاگ می گذرد در اين فكر هستم كه اين وبلاگ را تعطيل كنم و يا حداقل برای مدتی مطلبی ننويسم. چون واقعاً سرم شلوغه و اصلا فرصت نوشتن وبلاگ ندارم. به هر حال اگر تا مدتی مطلبی ننوشتم از همه دوستان عذر می خواهم . البته سعی می كنم به همه دوستان وبلاگ نويس سر بزنم.

موضوعات زيادی در ذهنم بود كه دوست داشتم يكی از آنها را مفصل در اين پست می نوشتم. سرفصل بعضی از آنها اين بود:

- موضوع كاريكاتور ايران و اينكه چرا همشريان آذری در اين اعتراض به خود زنی روی آورده اند.

- موضوع ديگر اينكه چرا بعضی منتقدين می گويند “مسئولين بايد مثل مردم پيكان سوار شوند“ چرا نمی گويند “مردم بايد مثل مسئولين بنز سوار شوند“

- و ديگر اينكه چرا كسانی كه از صدقه سر نظام جمهوری اسلامی پايشان به شهر باز شد و به پول و پله ای رسيدند بيشتر از ديگران با اين نظام مخالفند.

- و ...

تافرصتی ديگر ...خدانگهدار

 پيام هاي ديگران ()

سروش

شنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

كاش من هم زندانی شوم

گاهی اوقات به اين فكر می افتم كه كاری كنم تا به بهانه ای سياسي دستگير و روانه زندان شوم. چون اينطوري همه سايت ها و روزنامه هايی كه اصلا اسم مرا هم نشنيده اند تنها در عرض چند روز مرا به فيلسوفی بزرگ تبديل خواهند كرد. يعنی اول می شوم خبرنگار، بعد فعال سياسي، بعد نويسنده، استاد دانشگاه، انديشمند، دانشمند، علامه و بالاخره فيلسوف معاصر. درست مثل اين آقای رامين جهانبگلو كه توسط  افرادی كه تا ديروز حتی اسم ايشان را هم نشنيده بودند، امروز او را استاد خود و فيلسوف قرن می خوانند.

البته اشتباه نشود، بنده به هيچ وجه دستگيری ايشان را تاييد و يا رد نمی كنم. اما از اين اشك تمساحی كه عده ای او را نمی شناسند و برايش می ريزند در تعجبم. به هر حال من هم اميدوارم اگر ايشان جرمی را مرتكب نشده هر چه زودتر آزاد شود. لقب فيلسوف هم جبران خسارت زندانی شدن ايشان در اين چند روز.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

آ شيخ يه کم زودتر

می گويند آخوندی مشغول موعظه نمودن گرگی بود که ای گرگ اين گوسفندهای بيچاره را پاره نکن و از روز قيامت و عذاب الهی بترس و ... گرگ همينطور که گوش می کرد گفت: «آ شيخ يه کم زودتر گله داره ميره.»

هنوز نمی دانم آقای احمدی نژاد در نامه اش چه چيزی برای بوش نوشته ولی حدس می زنم متن کامل ياسين را نوشته و فرستاده در گوش بوش بخوانند.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

کار عربها بوده

امروز صبح برنامه راديو را گوش می کردم. خبرنگار برنامه برای اينکه بداند کدام ارگان روز ۱۰ ارديبهشت را به نام روز خليج فارس نام گذاری کرده با روابط عمومی وزارت کشور؛ نهاد رياست جمهوری؛ تبليغات دولت؛ سازمان تبليغات اسلامی و ... تماس گرفت. اما همه آنها اظهار بی اطلاعی می کردند و می گفتند ما نبوديم.

با خود گفتم: حتما کار عربها بوده

****

اين روزها مخالفت های زيادی با سخنان رئيس جمهور در رابطه با بحث حجاب و ورود خانمها به استاديوم ها می شود. جالبترين قسمت برای من فتوای علما می باشد و دو نکته را در ذهن من ايجاد کرده. اول اينکه در حالی که  ولی فقيه در جامعه حاضر (و ساکت است) صدور فتوا چه معنی می دهد. و دوم اينکه فتوا از سوی علمايی که در راس حکومت نيستند (و ماهيت فتوايشان مخالفت با تصميمات دولت است) هم در زمان حکومت جور صادر می شد و هم در زمان حکومت اسلامی!.  

 ****

می گويند روزی که می خواستند آيشمن (اگر اشتباه نکنم) را به جرم کشتار يهوديان اعدام نمايند از او خواستند که آخرين درخواستش را اعلام نمايد. وی گفت می خواهم يهودی بشوم. همه افراد حاضر از چنين درخواستی متعجب شدند و از وی علت را پرسيدند. گفت می خواهم با مردن من يک يهودی ديگر هم کشته شود.  

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

بی حجاب، بدحجاب نيست

علت بدحجابی در افراد (چه مرد و چه زن) هيچ ربطی به محدود بودن افراد و فشارها و عدم آزادی روابط دختر و پسر و باصطلاح عقده ای شدن و ... ندارد. حتی ايرانيانی كه در خارج از كشور با هيچكدام از اين معضلات روبرو نيستند در مقايسه با اتباع آن كشور بدحجاب هستند و گاه آنقدر در آرايش افراط می كنند كه شناختن ايرانيان از روی آرايش آنها به راحتی امكانپذير است. بدحجابی نوعی فرهنگ و باور مبتذل است كه با بی حجابی كاملا فرق دارد. بی حجابی يك عقيده است و بدحجابی نوعی بیماری و یک رفتار  غلط (شايد مثل متلك پرانی و مزاحمت  باشد در مقايسه با برخورد صحيح )

دوست خوبم سعيد(پسر ايرانی) کامنتی در اين خصوص گذاشته اند که توصيه می کنم حتما بخوانيد. و خودم هم اين توضيح را بدهم که از نظر من بدحجابی نوعی بی حيايی می باشد چه برای دختران و چه برای پسران


انتقاد آقای احمدی نژاد به برخورد آمرانه با بدحجابی و اينكه هيچكس حق ندارد با جوانان بخاطر حجاب برخورد (مخصوصا از نوع فيزيكي) داشته باشد و بالاخره اينكه اين مسائل فرهنگی را نمی شود يك شبه حل كرد برايم بسيار جالب بود. عاقلانه ترين بخش سخنان ايشان اين جمله بود كه گفتند: “ اين‌كه هرگاه صحبت از فساد و ناهنجاري مي‌شود برخي منشاء و عامل آن را زنان عنوان مي‌كنند،‌ نگرشي بسيار غلط، ظلم و جفايي بزرگ است.“ (خدا كند كه اين سخنان يك باور باشد نه تبليغ)


 ****


(خارج از موضوع)


اگر چه همواره نسبت به سخنان خانم شيرين عبادی انتقاداتی داشته ام، اما اخيرا در فرانسه جملاتی گفت كه همه اشتباهاتش را بخشيدم. خانم شيرين عبادی در اين سخنان گفتند: اگر آمريكا بخواهد به ايران حمله كند تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد. تاثير اين جمله از خانم عبادی می تواند بسيار بيشتر از رجز خوانی بسياری از افرادی باشد كه امثال خانم عبادی را قبول ندارند. پس نيروهای خود را به صرف اينكه با ما هم عقيده نيستند از دست ندهيم.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥

 

هزينه مخرج مشترك

...به ياد فيلم كوتاهی افتادم كه برای تبليغ سواد آموزی از سوی نهضت سواد آموزی ساخته شده بود. پسرك روستايی را نشان می داد كه به پدر پير و بی سوادش می گفت “بابا، مدرسه گفته پول بديد“ پيرمرد می گفت “برای چي؟“ و پسرك می گفت: “ برای مخرج مشترك پول خواستن“ . و پدر از همه جا بی خبر پول را به پسر می پرداخت. وقتی اين قصه چند بار تكرار شد، پيرمرد كه تصور می كرد مخرج مشترك چيزی شبيه يك ساختمان است به مدرسه رفت و به مدير گفت “ آقا اين مخرج مشترك كی تمام می شود؟“  و...

راستی اگر قرار باشد خارجی ها برای ما چيزی بسازند و نياز ما را تامين كنند، چقدر بايد برای مخرج مشترك آن بپردازيم؟

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٥

 

درود بر قهرمانان مرده

اصولا ما ايرانی ها قهرمانان ملی را خیلی دوست داريم. اما مشروط به اينکه مرده باشند. انسان خوب از نظر ما يعنی انسان مرده يا اينکه حداقل در ميان ما نباشد. چون اگر زنده باشد برایمان درد سر دارد و خواب راحت را از ما می گیرد و به قول عوام با ما راه نمی آید. شايد علت علاقه شديد خیلی از افراد به حضرت ولی عصر(عج) هم از همين جنس است. روزی که ظهور نمايد معلوم می شود که چقدر او را دوست داريم. اما فعلا برای اینکه نفرت خود را از عده ای اعلام کنیم به حضرتش ابراز ارادت می کنیم. همه قهرمانان ما از تاریخ باستان گرفته تا تاریخ معاصر همچون قائم مقام و امير کبير و شیخ فضل الله نوری و مصدق و ... در زمان خود چنان مورد تهمت و افترا قرار گرفتند که وقتی کشته شدند هیچکس آهی نکشید. و جالب اينکه اين روند همچنان ادامه دارد و در زمان حال و پس از انقلاب نيز همه شخصيت های انقلابی را چنان مورد فحش و لعن قرار می دهيم که گويا اصلا اينها حق نداشته اند پا در کره خاکی بگذارند. اما مطمئنا اين فرهنگ تاريخی در کشور ما ادامه خواهد يافت و سالهای بعد فرزندان ما برای سرکوب شخصيت های هم عصرشان به قهرمان بودن شخصیت های فعلی اعتراف خواهند کرد. واقعا عجب ملتی هستیم ما ملت قهرمان پرور ایران.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥

 

زشت و زيبای نوروز

اعلام تغيير نكردن ساعت رسمی كشور در روز ۲۹ اسفند از مواردی بود كه نشان می دهد آينده نگری دولت فخيمه حداكثر يك روز است. تغيير ساعت رسمی برف زمستانی نيست كه شبانگاه نازل شود و صبح اعلام شود كه مثلا مدارس تعطيل است. و حالا تصور كنيد وضعيت شركت های هواپيمايی كه بليت های خود را بر اساس تغيير ساعت فروخته اند و يا شركت مترو كه برنامه حركت قطارها را بايد مجددا تغييردهد و يا تكليف اينهمه تقويم كه ساعات شرعی در آنها بر اساس تغيير ساعت چاپ شده و جالب تر وضعيت والدينی است كه بايد فرزند خود را مثلا ساعت ۱۵/۶ صبح تحويل مهد كودك بدهند و بعد سر كار خود بروند. اما نه كودك در اين ساعت بيدار می شود و نه مهد كودك باز است. راستی بهتر نبود حداقل يك ماه قبل اين مهرورزی به مردم اعلام می شد.

****

در ايام نوروز پوستری چاپ شد با اين مضمون كه “امسال شيعيان عيد ندارند“ و البته زير اين پوستر هيچ اسمی از ناشر آن نبود. نمی دانم چاپ كننده اين پوستر چه كسی بوده و چه كاره بوده كه از طرف همه شيعيان سخن گفته بود. آيا اين يك فتوا بود يا تصميم دولتی بود يا ... اگر چنين بود پس چرا پوستر بی نام و نشان چاپ می شود. چرا عده ای به خود جرات می دهند كه از طرف مردم سخن بگويند. اگر اين مردم به قول مسئولين همان امت فهيم و با درك بالا هستند خود می دانند كه چگونه بايد اربعين و نوروز را برگزار كنند و ديگر نيازی به توصيه عده ای گمنام نيست. و عجيب اينكه وزارت كشور هم هيچ برخوردی با چاپ چنين پوسترهای بی نام و نشانی نمی كند.

****

اما از صحنه های زيبای نوروز حال و هوای تهران بود. شهری خلوت و آرام با هوايی بسيار تميز و سالم.  انصافا“ تهران در سالهای اخير و با تلاش شهرداری به يكی از شهرهای زيبای جهان تبديل شده است. اما دو چيز است كه اين زيبايی را مخفی كرده است. اول ترافيك سنگين و هوای آلوده آن و دوم فرهنگ ما مردمی كه در آن زندگی می كنيم.

****

سفر به مشهد و زيارت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) از زيباترين اتفاقات نوروز برای اينجانب بود آنهم در معيت پدر خانمم كه از نيكان روزگار است. حضور نزديك به سه ميليون زائر در اين شهر واقعا شگفت انگيز بود و عجيب تر اينكه هشتاد درصد اين افراد جوانان و نوجوانان زير ۳۰ سال بودند. ظاهر بسياری از اين جوانان طوری بود كه گزينش هر سازمانی آنها را رد می كند اما حضرت رضا (ع) همه آنها را با آغوش گرم پذيرفته بود و آنها چه زيبا عرض ادب می كردند.  در مقابل پنجره فولاد كه بيماران برای شفا نشسته بودند، يكی از زائرين می گفت من بارها به مشهد آمده ام اما تاكنون با چشم خود شاهد معجزه ای از سوی حضرت نبوده ام. گفتم معجزه چيست؟ آيا شفای جسم يك نفر معجزه است يا شفای روح ميليونها شيفته حضرت. معجزه از اين بالاتر كه بيش از ۱۰۰۰ سال از شهادت ائمه می گذرد و هر روز بر عزتشان نزد پيروانشان افزوده می شود و حال آنكه بر ذلت دشمنانشان هر روز افزوده می شود و كاخهاو برج و باروی شاهان ستمگر هر روز ويرانتر می شود. چرا حتی يكی از شاهان در اين هزاران سال اينگونه نزد مردم محبوب نشد.

****

از اينكه دير آپ كردم عذر می خواهم . دلم می خواست واقعا تعطيلات را حس كنم. برای همه دوستان و عزيزان و هموطنان در هر جا كه هستند آرزوی سالی خوب و خوش و پر از موفقيت دارم.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤

 

خط دهی از نوع انگليسی

به اين خبر از سايت فارسی بی بی سی دقت کنيد:

در چهارشنبه ‌سوری مواد محترقه و سروصداهای دلهره ‌آور، جنگی مجازی را تداعی می ‌کند که جوانها سعی می‌ کنند با هدفگيری علائم راهنمايی و نقاشيهای ديواری که نمادهای ايدئولوژيک حکومتند، اين ستيز را نشان دهند.(متن کامل) 

اين يعنی خط دهی آشکار و تحريک جوانان يک کشور برای حرکت درمسيری که دشمن می خواهد. يعنی که اگر تا بحال از ترقه برای شادی استفاده می کردی از اين پس با نيت اعتراض به حکومت آن را بزن. و اگر پيش از اين بصورت اتفاقی ترقه ای به تصويری برخورد می کرد از اين پس برای ضربه زدن به حکومت و نظام کشورت عمداً تصاوير و نمادهای ايدئولوژيک را هدف قرار بده و فراتر از آن حتی علائم راهنمايی و رانندگی که هيچ ربطی به نظام و ايدئولوژی و غيره ندارد را از بين ببر. همه اين دخالت ها در قالب يک خبر صورت می گيرد.

اما حقيقت اين است که جوانان از چهارشنبه سوری چيزی جز شاد بودن نمی خواهند و اگر کمی مسئولين ما ذوق و سليقه به خرج دهند و بی تدبيری نکنند اين جشن هم شادی برای مردم به همراه خواهد داشت و هم باعث ايجاد همبستگی و نوع دوستی در ميان مردم خواهد شد و اينکه مردم درک خواهند کرد که شادی آنها در شادی ديگران است و بايد با هم شاد باشند. 

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤

 

فرق ((همه)) ما با ((همه)) ديگران

 مطلب زیر را در وبلاگ پسر ایرانی دیدم و حیفم آمد آن را اینجا نیاورم. اصل مطلب در مورد قانون چند همسری بود. متن کامل آن را در وبلاگ پسر ایرانی که لینک داده ام بخوانید:
تعجب نکنيد . تنها اتفاقی که افتاده است تغيير نگاه مردم و عادی شدن است. علت اينکه غرب به عنوان يک مرکز فساد تلقی نمی شود اين است که اغلب مردم تفکيک قائل می شوند. يعنی ضمن اينکه اين آمارها و حرفهای بدون شبهه و واضح را به تلخی يا بی تفاوتی می بينند و می خوانند می گويند : مگر غرب قدم به قدمش کارباره و مشروب فروشی و فاحشه خانه است؟ اين همه دانشگاه و مراکز علمی و توريستی و ... اين همه دانشمند و فناوری و ... پس چی؟ اين حرف درستی است ولی نمی دانم چرا همين ها در مورد ايران عکس اين عمل می کنند. يعنی شخصيتهای قابل احترام و بزرگ ایرانی که برای دنیا مورد احترام و عزت است را نمی بينند (حتی نمی شناسند) داشته های ما را نمی بینند . نجابت و خونگرمی ما را نمی بينند و يک ملای دو زنه در فلان محله برای محکوم کردن اسلام و مسلمين و روحانيت و مرجعيت و ... کافی است!. تفکيک ديگر چيست؟ همه شان مثل هم اند!
حالا اين که چرا شکنجه های آن زن در ابوغريب يا تجاوز به نواميس مردم يا آن فيلم که از ضرب و جرح کودکان عراقی که توسط انگليسی های با کلاس و شيک پوش صورت گرفت يک اتفاق و يا اقدام خودسرانه است و يا دستگيری مادر آن سرباز آمريکايی که می خواهد بداند فرزندش برای چه در عراق کشته شده و آن محققی که در مورد هالوکاست به زندان محکوم می شود يک امر قانونی است و بايد به قانون احترام گذاشت اما چون فلان زندانی سياسی در حبس است بايد شالکه رژيم را پايين آورد و چون فلان قاضی يا ملا خبطی کرده برويم و لعنت کنيم هر که عبا و عمامه داشته و دارد و خواهد داشت! برای آنها که داعيه تعمق دارند برق کفش های واکس خورده ؛ هيکل های تنومند و عينکهای دودی سربازان آمريکايی و کراواتهای اتو کشيده مردم کافی است تا در برابر يک تفکر جبهه بگيرند يا سنگ آن را به سينه بزنند.
آن وقت ملا عمر می شود پرچم افغانستان و ديويد بکهام و رولزرويز می شود پرچم انگليس! سنگسار و قاطر و روبنده و چادر مشکی و حرمسرا می شود نماد ايران و رابرت دنيرو و اف ۱۶ و کاديلاک می شود نماد آمريکا!
ختم کلام اين که ((همه)) ما با ((همه)) غرب فرق دارد و نمی خواهيم اين فرق را بپذيريم و ديگر اين که اين همه دم از فساد می زنند به خاطر نگاه مردم و عرف است نه به خاطر عمق گناه و اين طور مسائل. زن است می گويد : خدا مرد من را ذليل کند که رفته سرم هوو آورده . و او فردايش می رود فرنگ و مردش با يکی و دو تا و فلان و بيسار و صبح با يقه نيمه باز می آيد منزل و با لباس و کفش بر روی تخت ولو می شود و زن هم به حال خود و اگر هم حرفی داشته باشد در شلوغی و اباحه گری و آزاد انديشی فرهنگ غرب محو محو می شود و راهی جز سرکوب نمی بيند....
خنده ام می گيرد وقتی از بديهای غرب گفته می شود فورا می گويند: همه جا بد و خوب دارد و همه جا مريض هست! و وقتی کسی با هر انگيزه و سواد و درکی چيزی بر ضد اسلام و مسلمين و شرق می گويد در جواب می شنويم: واقعا! واقعا! عجب فلاکتی! عجب نکبتی! همه شان فلانند. و خودش هم به آن گفته ها می افزايد و تا يک دل سير فحش و بدو بيراه نگويد کوتاه نمی آيد!

 پيام هاي ديگران ()

سروش

یکشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸٤

 

زندگي روزمره ما

چندي پيش به يكي از كشورهاي آسيايي سفري داشتم و اتفاقا به مناسبتي در اين كشور عزاي عمومي اعلام شده بود. از يكي از اتباع آن كشور كه همراه من بود پرسيدم شما در ايامي كه عزاي عمومي است چه چيزهايي را مراعات مي كنيد. گفت: مثلا كنسرت نمي رويم، ديسكو و ... شاپ نمي رويم و تلويزيون دولتي هم خيلي شو و موسيقي شاد پخش نمي كنه و ...
با خود گفتم : با اين حساب در كشور ما هميشه عزاي عمومي است.

***

آيا مي دانيد لغت آنفولانزا به چه زباني است؟ اكثر افراد تصور مي كنند ريشه لاتين دارد.
“انف“ در زبان عربي به معني بيني و “انز“ به معني بز مي باشد. “انف الانز“ يعني بيني بز. فردي كه آنفولانزا مي گيرد دچار آبريزش بيني مي شود يعني شبيه به بيني بز كه هميشه آبريزش دارد و به همين خاطر نام اين بيماري را آنفولانزا گذاشته اند.

***

و اما اين دو موضوع چه ربطي به يكديگر داشتند خودم هم نمي دانم.
تا بعد

 پيام هاي ديگران ()

سروش

شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٤

 

تجربه های تکراری

فرض کنيد همه مشکلات مملکت ما بخاطر نظام حاکم و مسئولين فعلی باشد و باز هم فرض کنيد همين امروز اجازه داشته باشيم که همه افراد نظام يعنی از مقامات بالا تا سطح مثلا مديران کل تمام مجموعه های نظام را عوض کنيم.  خب بنظر شما چه کسی را بايد به جای اين افراد بنشانيم. مطمئنا نمی توانيم عده ای آدم از اروپا يا آمريکا يا کشورهايی که تجربه پيشرفت و مديريت دارند بياوريم. پس ناچار بايد از ميان همين مردم ايران عده ديگری را انتخاب نماييم. بنظر شما چه اتفاقی خواهد افتاد و افراد جديدی که خواهند آمد دارای کدام فرهنگ و اصالت و نجابت خواهند بود. يقينا افراد جديد نيز از فرهنگی ايرانی که تفکرش ريشه در فرهنگ حداقل ۵۰۰ سال اخير ايران دارد برخوردار خواهند بود.  حتی اگر افرادی که در راس نظام قرار خواهند گرفت (يعنی کمتر از ۱۰ نفر) از فرهنگی عالی برخوردار باشند بقيه افراد که بدنه اصلی نظام را تشکيل می دهند از فرهنگ عامه مردم برخوردارند.

اما منظورم از اين پاراگراف چيست؟ می خواهم بگويم اگر کسی تصور می کند که با عوض شدن  افراد يا نظام همه چيز عوض خواهد شد سخت در اشتباه است. پيشرفت يا پس رفت يک کشور به شاخص های مختلف بر می گردد. حکومت ها مسئول ايجاد يک فرهنگ نيستند بلکه حافظ و نگهبان فرهنگی هستند که توسط عامه مردم بوجود می آيد. به عنوان مثال وظيفه حکومت اين نيست که با استفاده از زور و زندان  امنيت ايجاد کند و يا جلو رشوه و سوء استفاده از بيت المال را بگيرد بلکه ابتدا بايد فرهنگ مردم يک جامعه با اين امور مخالف باشد و حکومت از اين فرهنگ نگهبانی يا آن را مديريت نمايد. 

وگرنه همچنان که تجربه حکومت های مختلف در دوره های مختلف تاريخی نشان داده اگر صدبار هم مسئولين عوض شوند تا وقتی که مثلا رشوه خواری يا تخلف از قانون بصورت يک فرهنگ در ميان مردم رواج داشته باشد (که متاسفانه در ايران ما از ۵۰۰ سال قبل تاکنون وضعيت همين بوده)  هيچ تغييری ايجاد نخواهد شد و قانون شکنی از بين نخواهد رفت.  

 پيام هاي ديگران ()

سروش

سه‌شنبه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٤

 

غرب همچنان وحشی است

حتما شما هم در شبهای گذشته فيلم برخورد وحشيانه سربازان انگليسی با مردم عراق را از صفحه تلويزيون مشاهده كرديد. ماجراهای زندان ابوغريب را هم كه همه ديده و شنيده ايد. حتی تماشای اين تصاوير نيز برای آدمی دشوار است تا چه رسد به اينكه خود بازيگر اين صحنه باشي. همه اين حركات زشت و زننده برای اين است كه اين سربازان غربی متمدن می خواهند عكسها و فيلمهای يادگاری داشته باشند. اين روزها غرب متمدن بدجوری به نمايش ذات واقعی خود پرداخته است. چه در لباس جنگ و چه در لباس آزادی مطبوعات و چه در بستن زبان متفكرانی كه بخواهند عليه اسرائيل حرفی بزنند و ...


... و من به اين فكر می كردم كه ما ۸ سال با عراق جنگيديم و حتی يك تصوير مستند از برخورد خشن و غير اخلاقی سربازان ايرانی با سربازان عراقی ديده نشد.


...و بعد به ياد صحنه ای افتادم كه در بحبوحه عمليات، يك  اسير عراقی (كه خلع سلاح شده بود اما هنوز فرصت نشده بود كاملا بازديد بدنی شود) از بچه ها تقاضای آب كرد و هنگامی كه حميدرضا، بسيجی ۱۸ ساله روبروی او نشست تا از قمقمه خود به او آب بدهد، آن اسير ناجوانمرد در يك حركت سريع از زير لباس خود سرنيزه ای را بيرون آورد و آن را در سينه حميدرضا فرو برد تا بدينگونه وفاداری خود به صدام را نشان دهد و اين بسيجی به شهادت رسيد. حتی بچه ها دراين هنگام كه مات و متحير بودند كه چرا اين اسير چنين كرد او را شكنجه نكردند و فقط با گلوله ای قصاص شد. (حتما می دانيد كه در هيچ جنگی در هنگام عمليات و پيشروی زنده نگهداشتن اسير عرف نيست اما ترحم بچه ها بر اين سرباز عراقی اينگونه پاسخ داده شد)


آری غرب همچنان وحشی است اما اينبار در ظاهری متمدن.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

داستان گمراهی های گمرك

اين هم حکايتی از گمرک. مسئوليت آن هم به عهده راوی.  اميدوارم دوستی که آن را برايم نقل کرد راضی باشد:

می گفت برای ترخيص ۱۴ کارتن پوشاک به گمرک رفتم و پس از کلی دوندگی و از اين اتاق به آن اتاق رفتن و کلی رشوه و زير ميزی و غيره که از بالا تا پايين پرداختم بالاخره برگه ترخيص را گرفتم. هنگام خروج از در نگهبانی گمرک نگهبان جلو ماشين را گرفت و دوباره سوالهای بيخود برای دريافت پول زور شروع شد و من که به همه حق حساب پرداخته بودم با خود گفتم به تو يکی پولی نمی دهم. نگهبان گفت چند کارتن داری. گفتم همانطور که نوشته ۱۴ کارتن. دوباره پرسيد نوع کالا؟ گفتم: پوشاک. طرف که ديد من خود را به نفهمی زده ام گفت بايد بازديد بشه. گفتم اشکالی نداره. و بعد چند کارتن را باز کرد و اجناس را حسابی زير و رو کرد و گفت: درسته جمعش کن. من پيروزمندانه شروع به بستن کارتن ها کردم. اما زيرو رو شدن اجناس باعث شده بود از حالت فشردگی خارج شده و ديگر در کارتن ها جا نمی شد. نگهبان که ديد من به زور می خواهم اجناس را در کارتن ها جای دهم گفت خودت را اذيت نکن بيا اين دو تا کارتن را بگير بريز توش. کارتن ها را گرفتم  وتشکر کردم و در دل از بدگمانی خود نسبت به او شرمنده شدم. پس از بسته بندی و چسب و ... آماده شدم که از گمرک خارج شوم نگهبان دوباره پرسيد: گفتی چند کارتن بود؟ گفتم ۱۴ کارتن. نگهبان گفت: ولی اينها که ۱۶ کارتنه. برو برگه ترخيص را اصلاح کن. تازه فهميدم که عجب رودستی خوردم. نه حوصله پس دادن کارتن ها را داشتم نه امکان اصلاح برگه ترخيص. به ناچار پول زور را دادم و از گمرک خارج شدم.

وقتی می گويم هنر نزد ايرانيان است و بس باور کنيد. 

 پيام هاي ديگران ()

سروش

شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٤

 

آزادی و مردم سالاری غربي

به اين دو خبر خوب توجه كنيد:

- اتحاديه اروپا در حمايت از چاپ كاريكاتورهای اهانت آميز پيامبر اكرم(ص) در روزنامه دانماركی آن را دفاع از آزادی و ضرورت مردم سالاری دانست.

- دولت آلمان كسانی را که در رد واقعه هولوكاست مطلبی نوشته يا سخنرانی نمايند ممنوع الخروج خواهد نمود.

و البته حتما خبر داريد كه نويسنده اتريشی هم به جرم رد هولوكاست به زندان افتاد.

واقعا اين ‌آزادی و مردم سالاری غربی ما شرقی ها را كشته. تا ديروز می گفتند نظامی كه مشروعيت مردمی نداشته باشه دموكراتيك نيست. اما اكنون كه حماس با رای مردم انتخاب می شود جناب آقای سولانا می فرمايند رای مردم نشانه مردم سالاری نيست.

اگر چه غرب و آمريكا در فتوای حضرت امام عليه سلمان رشدی زخمی عميق خوردند اما امروز شايد بهترين خبر برای آنها اين باشد كه يكی از مراجع ايرانی فتوای قتل سردبير يكی از روزنامه هايی را كه اين كاريكاتورها را چاپ می كند بدهد. چرا كه در اين شرايط  شديدا“ برای پيشبرد اهداف جنجالی و رسانه ای خود به چنين فتوايی نيازمندند و شايد به همين دليل دائم در روزنامه های مختلف اين تصاوير چاپ می شود.  حتی حاضرند اگر فتوايی صادر نشد خودشان به قتل يكی از آنها اقدام نمايند و آنوقت خواهيد ديد كه رسانه های غربی چه غوغايی بر پا خواهند كرد كه ايها الناس نگفتيم اسلام تروريست است.

اما يك نكته را هم دقت كنيد. در غرب تنها اهانت به پيامبر اسلام صورت نمی گيرد. بارها اتفاق افتاده كه به حضرت عيسی (ع) نيز اهانت شده است. چرا در چنين مواقعی مسلمانان هيچ اعتراضی نمی كنند. مگر حضرت عيسی (ع) از پيامبران اولوالعزم نيست؟ آيا اين صحيح است كه بگوييم چشمشان كور خود مسيحيان اعتراض نمايند؟ از نظر اسلام اهانت به هيچ فردی چه مسلمان و چه غير مسلمان پذيرفته نيست.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤

 

روزانه

عجب مظلوم است اين جشن روز ملی ۲۲ بهمن. هر ساله در ايام دهه فجر كلمه جشنهای دهه فجر بارها به گوش می رسد. واقعا مضحك تر از اين كلمه من نشنيده ام. البته امسال كه اين ايام همزمان با محرم است و كسی خواهان جشن نيست اما در سالهای گذشته هم ما از جشن ملی چيزی جز يك ساعت شعار مرگ بر فلان  و مرگ بر بهمان در روز ۲۲ بهمن نديديم. واقعا جشن ملی اين است؟ جشنی ملی كه عامل مهمی در وحدت و همبستگی و ايجاد فرهنگ همنوع دوستی دارد را بايد بگونه ای برگزار كرد كه همه مردم در آن شركت نمايند. مثل جشن چهارشنبه سوري. و اين كشور ما عجب كمبود جشن ملی دارد. اين حرف مرا كسانی می فهمند كه جشن های ملی ديگر كشورها را ديده اند. به هر حال دهه فجر مبارك.

***

اين گزارش علت سقوط هواپيمای سی ۱۳۰ هم واقعا از آن گزارشها بود. در حوادثی كه فقط يك متهم وجود داشت كاری با متهم نداشتند. در اين گزارش اينقدر متهم وجود دارد كه معلوم نيست اين تعداد قاضی برای محاكمه آنها داريم يا نه. خلاصه همه متهم شده اند. حتی هوا هم به خاطر آلودگی اش متهم شد.  كم مانده بگويند متهمين اصلی مسافران هواپيما بوده اند. به قول معروف اينقدر سمن هست كه ياسمن توش گم می شه. البته قرار شد مقصران استعفا دهند. حكايت زنگوله ای است كه موشها درست كردند تا به گردن گربه بيندازند و چون هيچكدام حاضر نشدند اينكار را بكنند، قرار شد بگذارند گربه خودش آن را به گردن بيندازد.

***

و بالاخره امروز يادآور روز ۱۲ بهمن ۵۷ و روز ورود حضرت امام (ره) به ايران است. مردی كه با انقلاب خويش همه نظريات و معادلات سياسی كارشناسان شرق و غرب را بر هم ريخت و نظريه قدرت را به اثبات رساند اما نه نظريه قدرت های دنيوی بلكه نظريه قدرت ايمان را اثبات نمود. مردی كه دلش و زبانش يكی بود. زاهدی كه هيچگاه زهد فروشی نكرد و سياستمداری كه هيچگاه سياسی برخورد نكرد. ايرانيان پس از ۲۵۰۰ سال ظلم شاهان در اين سرزمين شاهد حاكمی بودند كه حكومت را برای اجرای عدالت می خواست و بس.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤

 

آشپزی کاندوليزا رايس

هفته گذشته در مجله تايم مقاله ای چاپ شده بود و در آن خانم رايس به درس آشپزی پرداخته بود. و البته خانم رايس به تنهايی قصد پختن اين آش را ندارد بلكه به كمك همدستان انگليسي، آلماني و فرانسوي اين آشپزي انجام خواهد شد. خانم رايس گفته است براي پخت قورباغه بايد آن را در ديگ آب قرار داد و شعله زير ديگ را كم كرد تا كم كم پخته شود. بنابراين بايد با ايران نيز اينگونه برخورد كرد يعني كه ايران را در ديگ شوراي امنيت قرار دهيم و شعله آن را كم كنيم تا كم كم پخته شود و قابل خوردن شود. اين استراتژي خانم رايس به استراتژي وزغ نام گرفته است.



با خواندن اين مقاله ياد اين ضرب المثل ايراني افتادم كه ميگه آشپز كه دو تا شد آش يا شور مي شه يا بي نمك و يا ضرب المثل ديگه اي كه ميگه: از هول حليم افتاد تو ديگ

 پيام هاي ديگران ()

سروش

دوشنبه ۳ بهمن ،۱۳۸٤

 

يك تومان را به خود من بده

با نزديك شدن به اجلاس آتی آژانس بين المللی انرژی اتمی دور جديد رايزنی های مقامات كشورمان با مقامات ديگر كشورها آغاز می شود و باز هم بايد سر كيسه را شل كرد و امتيازاتی را داد كه مبادا كارمان به شورای امنيت و بعد هم به دست جلاد بزرگ يعنی آمريكا بيفتد.

می گويند آقا محمد خان قاجار بر فردی خشم گرفته و به جلاد دستور می دهد كه گوش او را ببرد. طرف كه می دانست دستور شاه جدی است پنهانی نزد جلاد رفت و گفت می دانم كه نمی توانی حكم شاه را اجرا نكنی ولي من يك تومان به تو می دهم تو گوش مرا كامل نبر. فقط كمی از آن را ببر كه حكم شاه هم اجرا شده باشد. اين خبر به گوش شاه رسيد و طرف را احضار كرد و گفت تو خيلی احمقی. مرد گفت چرا قبله عالم ؟ شاه گفت: يك تومان را به خود من بده دستور می دهم اصلا  گوش تو را نبرند.

 پيام هاي ديگران ()

سروش

شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٤

 

استعدادهای ناشكفته

چند روز پيش داستان يک سرقت را شنيدم که واقعا انگشت به دهان ماندم. ماجرا از اين قرار بوده است:

اتومبيل شخصی از داخل گاراژ منزل به سرقت می رود و صاحب آن هم به پليس اطلاع می دهد تا پيگيری نمايد. اما اين شخص فردای همان روز اتومبيل خود را در جلو منزل می بيند درحالی که يک دسته گل و يک جعبه شيرينی به همراه يک نامه در داخل آن بود که نوشته بود «با عرض پوزش از آنجا که برای مراسم عروسی نياز به يک اتومبيل مناسب داشتيم ناچار شديم اتومبيل شما را ببريم. » و بعد هم تعدادی بليت سينما که برای تاريخ خاصی رزرو شده بود به عنوان هديه و قدردانی داخل اتومبيل قرار داده شده بود. صاحب اتومبيل خوشحال و خندان بليت ها را برداشته و در ساعت مقرر به همراه خانواده به سينما می رود. اما وقتی به منزل بر می گردد متوجه می شود که سارقان منزل را جارو کرده اند يعنی که همه چيز را برده اند.

واقعا که هنر نزد ايرانيان است و بس

 پيام هاي ديگران ()

سروش

سه‌شنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٤

 

جل الخالق از اين اپوزيسيون

ديروز در حاشيه برگزاری اجلاس پنج کشور اتمی به اضافه آلمان که به منظور بررسی وضعيت هسته ای ايران در لندن برگزار شد منافقين خلق ايران اوج درک و شعور سياسی خود را به نمايش گذاشتند و در مقابل وزارت امور خارجه لندن دست به تظاهرات زدند. برای چه ... الان می گويم.

اگر بخواهيم يک تعريف ساده از اپوزيسيون ارائه بدهيم بايد بگوييم اپوزيسيون کسانی هستند که در کنار ملت و در جهت مصالح ملی کشور خود در مقابل اقداماتی که از سوی دولت و بر خلاف مردم و مصالح ملی صورت می گيرد دست به اقدام می زند. يعنی دولتها را تحت فشار قرار می دهد تا ملتها آسيب نبينند. البته اين اقدام می تواند به شکل های گوناگون صورت گيرد.

روز گذشته منافقين خلق در کنار لانه دشمنان ما (که برای جلوگيری از دستيابی يک ملت به فناوری هسته ای تشکيل جلسه داده بودند) دست به تظاهرات زدند و البته پلاکاردهايی که بر آن تصاوير  رجوی ها ديده می شد را نيز در دست داشتند و از کشورهای غربی خواستند که هر چه زودتر پرونده ايران را به شورای امنيت بفرستند. خب شما اسم اين را چه می گذاريد. اپوزيسيونی که نمی فهمد ارجاع پرونده ايران به شورای امنيت دقيقا گام برداشتن در مسير خلاف مصالح ملی کشور است. يعنی تحت فشار قرار دادن ملت و دولت برای اينکه دشمنان ما آسيب نبينند. عجبا از اين عقل!

ديروز ايرانی های مقيم لندن از انگليسی ها خجالت کشيدند که هموطنانی دارند که اينقدر سطح درک و شعور سياسی اشان پايين است (گرچه اين منافقين در هيچ زمينه ای درک و شعور ندارند). زمانی در کنار صدام و اکنون در کنار انگليسی ها و  آمريکايی ها هستند و فردا در کنار هر کس که دشمن ملت ايران باشد. مهم نيست که اين دشمن کيست و هدفش چيست فقط کافی است که دشمن ايران باشد. و آنوقت دست گدايی اين منافقين به طرف اين دشمنان که ....و جالب اينکه همان غربی ها منافقين را در ليست گروههای تروريستی قرار داده اند. 

ما از دشمنان خود عذر می خواهيم بخاطر داشتن چنين هموطنان فهيمی!! 

 پيام هاي ديگران ()

سروش

لینک ها

بازتاب
آيه هاي دلنشين
ستاره بانوي آسمان
نقطه! سرخط
نورا
رانندگي مثل زندگي
قلم به دست مزدور
پسر ايراني
اصحاب كهف
گل نرگس

امکانات

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غیاب


وبلاگ های دوستان